سیره ی عملی حضرت فاطمه زهرا(س)

ساخت وبلاگ
(س)

از امام صادق ـ علیه السّلام ـ و نیز از «جابر انصاری» نقل شده است كه: «پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ ، فاطمه ـ علیها السلام ـ را دید كه لباسی خشن بر تن دارد و به دست خویش (آسیا می گرداند و) آرد می كند، و درهمان حال فرزند خود را شیر می دهد، اشك به چشمان پیامبر آمد و فرمود: «دخترم تلخی دنیا را به عنوان مقدمه شیرینی آخرت تحمل كن»
عرض كرد: «ای رسول خدا! خداوند را بر نعمتهایش ستایشگر و سپاسگزارم.»
و خدای متعال این آیه را نازل فرمود: «و لَسَوف یُعطیكَ رَبُّك فَتَرضی:[1] و بزودی؛ پروردگارت (آن قدر) به تو عطا خواهد كرد تا راضی و خشنود شوی».[2]

تقسیم كار منزل با امام علی ـ علیه السّلام ـ
1. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «… علی ـ علیه السّلام ـ آب و هیزم می آورد و حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ آرد می كرد و خمیر می ساخت و نان می پخت و لباس ها را وصله می زد، و آن بانوی گرامی از زیباترین مردم بود و گونه های مطهّرش از زیبایی مثل گل بود. درود خدا بر او و پدر و فرزندانش باد».[3]
2. امام علی ـ علیه السّلام ـ فرموده است: «فاطمه ـ علیها السلام ـ به قدری با مشك آبكشی كرد تا بر سینه اش اثر گذاشت، و به قدری با آسیاب دستی آرد كرد تا دستهایش مجروح شد و آنقدر خانه روبی كرد و برای پخت و پز آتش زیر دیگ نهاد كه لباسهایش گردآلود و دودی گردید؛ و در این امور زحمت و رنج بسیار به او می رسید …»[4]

راستگوترین بانو
«عایشه» گفته است: «هرگز راستگوتر از فاطمه ـ علیها السلام ـ ندیدم جز پدرش (رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ).[8]
عبادت
«حسن بصری» می گوید: «در این امّت عابد تر از فاطمه ـ علیها السلام ـ نیامده است، آنقدر به نماز و عبادت ایستاد كه پاهایش ورم كرد.»[9]
دعا برای دیگران
امام مجتبی ـ علیه السّلام ـ نقل فرموده اند كه: «مادرم فاطمه ـ علیها السلام ـ را دیدم شب جمعه در محراب خود به عبادت برخاسته است و تا نمایان شدن سپیده صبح در عبادت و ركوع و سجود می بود، و می شنیدم كه برای مؤمنین و مؤمنات دعا می فرمود و آنان را نام می برد و برایشان دعا می كرد، و برای خود هیچ دعا نمی كرد، به او گفتم: مادر! چرا همانطوری كه برای دیگران دعا می فرمایی برای خودت دعا نمی كنی؟»
فرمود: «پسرم، ابتدا همسایه سپس خانه خود.»[10]

حجاب
امام موسی ابن جعفر ـ علیه السّلام ـ از پدرانش نقل فرموده است كه امیر المؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «فرد نابینایی اجازه خواست كه به منزل فاطمه ـ علیها السلام ـ وارد شود، آن گرامی خود را از او پنهان نمود.[11] رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به او فرمود: چرا خودت را از وی پنهان نمودی و حال آنكه نابیناست و تو را نمی بیند؟
عرض كرد: اگر او مرا نمی بیند من او را می بینم، و نیز رایحه و عطر را می بوید.
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «گواهی می دهم كه تو پاره تن منی»[12]

عفاف و دوری از نامحرمان
حضرت فاطمه ـ علیها السّلام ـ در پاسخ این سؤال كه «برای زنان چه چیز بهتر است؟» فرمودند: «برای زنان بهترین چیز آن است كه مردان را نبینند و مردان آنان را نبینند».[13]
و نیز در پاسخ سؤال پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه از یاران خویش پرسیده بودند: «زن چه وقت به پروردگار، خویش نزدیكتر و مقرّب تر است؟» فاطمه ـ علیها السلام ـ گفتند: «زن آنگاه به خدای خویش نزدیكتر و مقرّبتر است كه در قعر منزل خویش اقامت گزیند (و بی جهت از منزل خارج نشود)».
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ (چون پاسخ فاطمه را شنید) فرمود: «فاطمه پاره تن من است.»[14]
البته روشن است كه بیرون آمدن زنان مادامی كه سبب انجام حرامی نشود اشكال ندارد و احیاناً به خاطر پاره ای از امور رجحان یا لزوم پیدا كند، و منظور از این روایات، این نكته می باشد كه: بهتر است زنان بدون جهت و ضرورت خود را در معرض دید مردان نامحرم قرار ندهند.

گذشت از زینت ها
1. امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «اسماء بنت عمیس» برایم نقل كرد كه من نزد (جدّه تو) فاطمه ـ علیها السّلام ـ بودم هنگامی كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر او وارد شد و او گردنبدی از طلا به گردن داشت كه امیر المؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ از سهم خود از غنائم برای او خریده بود، پیامبر فرمود: «ای فاطمه! (شایسته است كه از این زینت حلال پرهیز نمایی تا) مردم نگویند فاطمه ـ علیها السلام ـ دختر محمد لباس جبّاران را بر تن می كند.»
حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ گردن بند را فروخت و با آن بنده ای را خریداری و آزاد ساخت، و رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از این كار شادمان شد.[17]
2. امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرموده است: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چون می خواست به سفری برود با هركس از اقوامش خداحافظی می كرد و با آخرین فردی كه خدا حافظی می كرد فاطمه ـ علیها السلام ـ بود و شروع سفرش از خانه او بود، و چون باز می گشت ابتدا نزد فاطمه می رفت و دیدار اقوام را از او شروع می فرمود.
یك بار پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به سفر رفت و علی ـ علیه السّلام ـ نیز از غنائم جنگی چیزی به دست آورده و به فاطمه داده و رفته بود، و فاطمه ـ علیها السلام ـ با آن، دو النگوی نقره و پرده ای تهیه فرموده و پرده را جلوی در آویخت؛ چون رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بازگشت، به مسجد داخل شد و سپس همان طور كه عادتش بود به سوی خانه فاطمه ـ علیها السلام ـ آمد، فاطمه ـ علیها السلام ـ شادمان برخاست، و با شور و شوق به سوی پدرش شتافت؛ اما پیامبر چون النگوی نقره را در دست او و پرده را بر در خانه مشاهده كرد. (پیش نیامد) و در جایی (كنار خانه) نشست كه فاطمه ـ علیها السلام ـ را می دید، فاطمه ـ علیها السلام ـ گریست و اندوهگین شد و گفت: «پیش از این با من اینگونه رفتار نمی فرمود.»
پس دو پسر خود (امام حسن و امام حسین ـ علیهما السّلام ـ را فرا خواند و پرده را از درب خانه كند و النگوها را از دست در آورد و النگوها را به یكی و پرده را به دیگری داده و به آنان فرمود: «نزد پدرم بروید و از من به او سلام برسانید و بگویید: ما پس از رفتن شما به سفر غیر از تهیه اینها كار دیگری نكرده ایم، اینك هر طور كه مایل هستید آنها را به مصرّف برسانید؛ آن دو از طرف مادر این سخن را به عرض پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ رساندند، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن دو را بوسید و در آغوش كشید و هر یك را بر یك زانوی خود نشاند آنگاه فرمان داد آن دو النگو را شكسته و قطعه قطعه كردند و اهل «صفّه» را فرا خواند ـ و آنان گروهی از مهاجرین بودند كه نه خانه ای داشتند و نه مالی ـ و تكه های النگو را در میان آنها تقسیم فرمود و سپس پرده را ـ كه پارچه ای طولانی ولی كم عرض بود ـ میان افرادی از آنان كه برهنه بودند و پوششی نداشتند تقسیم كرد … .
آنگاه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «خداوند بر فاطمه رحمت آوَرد، همانا خدای متعال به جهت این پرده از لباس های بهشتی به او خواهد پوشاند و به جهت این النگو ها از زینت های بهشتی به او عطا خواهد كرد.»[18]

لباس بهشتی برای بانوی مطهری كه لباس ندارد
یك بار برخی از یهودیان عروسی داشتند و به همین جهت نزد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آمده و گفتند: «ما حقّ همسایگی داریم، از شما خواهش می كنیم دخترتان فاطمه را به خانه ما بفرستی تا عروسی ما به وجود او زیبنده تر شود» و در این دعوت بسیار اصرار كردند.
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «او همسر علی بن ابیطالب ـ علیه السّلام ـ و تحت فرمان اوست (یعنی: باید اجازه آمدن او را از علی ـ علیه السّلام ـ بگیرید).» آنان از پیامبر خواهش كردند كه نزد علی ـ علیه السّلام ـ برای این دعوت واسطه شود.
یهودیان در این عروسی همه گونه لوازم فراهم كرده و زینت و زیور چشمگیری گرد آورده بودند. و گمان می بردند كه فاطمه ـ علیها السلام ـ با لباس مندرس و كهنه اش شركت می كند، و می خواستند او را خوار و خفیف كرده باشند!
در این هنگام «جبرئیل» لباس بهشتی آورد با زینت و زیوری كه همانندش را ندیده بودند، و فاطمه ـ علیها السلام ـ آن را پوشید و بینندگان از رنگ و بوی خوش آن شگفت زده شدند، و چون به خانه یهودیان وارد شد زنان یهود در برابرش به سجده افتادند و جلوی او برزمین بوسه می زدند و بسیاری از یهودیان به جهت همین اعجاز، اسلام را پذیرفتند و مسلمان شدند.[30]

...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 0:59

close
تبلیغات در اینترنت